به گزارش مشهدشورا؛ نهم اردیبهشت، روز شوراها، برای شورای ششم مشهد امسال بیش از آنکه روز تبریک، پیام رسمی و عکس یادگاری باشد، روز پرسش است. شورایی که در سال ۱۴۰۰ با ترکیب ۱۵ نفره آغاز به کار کرد، حالا در وضعیتی ایستاده که نه فقط عملکردش، بلکه ادامه حضورش فراتر از عمر معمول چهار ساله شوراها نیز زیر ذرهبین افکار عمومی قرار دارد.
ماجرا فقط یک جابهجایی ساده در تقویم انتخابات نیست. پس از شهادت آیتالله رئیسی در سانحه بالگرد ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، کشور وارد انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری شد و نظم معمول همزمانی انتخابات ریاستجمهوری و شوراها بههم خورد. قرار بود انتخابات دوره هفتم شوراها در اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار شود، اما با شرایط جنگی و تصمیمات رسمی، این انتخابات به تعویق افتاد. نتیجه روشن است شورای ششم همچنان مانده، اما پرسشهای جدی درباره مشروعیت سیاسی، کارآمدی، پاسخگویی و فرسایش اعتماد عمومی نیز جدیتر شده است.
شورای ششم مشهد از نخستین روزها بسیار درباره وحدت، همدلی و خدمت سخن گفت؛ واژههایی خوشآهنگ که در مناسبتها زیاد تکرار شدند و در بیانیهها و سخنرانیها جای ثابتی داشتند. اما واقعیت صحن شورا همیشه با این ادبیات سازگار نبود. وجود دو طیف متفاوت، رقابتهای درونی، کشمکش بر سر هیئترئیسه، اختلافنظرهای مداوم و گاهی دعواهای لفظی، بخش مهمی از انرژی نهادی را گرفت که قرار بود چشم ناظر شهر باشد، نه میدان زورآزمایی سیاسی.
البته اختلافنظر در شورا نه عجیب است و نه مذموم. شورایی که همه اعضایش یکسان فکر کنند، بیشتر شبیه دفتر تأیید مصوبات است تا پارلمان محلی. مسئله از جایی شروع میشود که اختلاف، از سطح بحث کارشناسی عبور کند و به حاشیه دائمی تبدیل شود؛ وقتی رقابتهای درونی بر نظارت سایه بیندازد، تصمیمگیری کند شود و شهروند حس کند دعواهای پشت میز شورا از مشکلات روی زمین شهر مهمتر شده است. در چنین وضعی، مشهد هزینه میدهد؛ نه فقط در تیتر خبرها، بلکه در ترافیک، محلههای کمبرخوردار، پروژههای نیمهتمام و خدماتی که دیر میرسند یا اصلاً نمیرسند.
مدیریت شهری مشهد در این سالها از پروژههای عمرانی، طرحهای بزرگ و تکمیل کارهای مانده زیاد گفته است. از تریبون شورا و شهرداری، کم وعده داده نشده و کم گزارش عملکرد منتشر نشده است. اما پرسش ساده مردم همچنان پابرجاست خروجی ملموس شورای ششم برای زندگی روزمره مشهدیها چه بوده است؟ چند پروژه واقعاً به سرانجام رسیدهاند؟ کدام وعدهها از سطح بنر، نشست خبری و مصاحبه عبور کردهاند و در زندگی مردم اثر گذاشتهاند؟
نماد روشن این وضعیت، پردیس تئاتر شهر مشهد است؛ پروژهای که سالهاست در وعدهها حضور دارد، اما هنوز به جایگاهی نرسیده که بتوان آن را دستاوردی روشن برای فرهنگ و هنر شهر دانست. این فقط یک ساختمان نیست؛ نشانه نوع نگاه مدیریت شهری به فرهنگ است. شورای شهر فقط مسئول آسفالت، جدول، پل و خیابان نیست. شورا باید درباره کیفیت زندگی، فضاهای عمومی، هنر، هویت شهری، نشاط اجتماعی و نیازهای نسل جوان هم پاسخگو باشد. شهری مثل مشهد، با این حجم جمعیت و جایگاه ملی، نمیتواند فرهنگ را به حاشیه گزارشهای عملکرد تبعید کند.
در کنار همه اینها، تغییر نام خیابانها و معابر نیز به یکی از چهرههای قابل مشاهده شورای ششم تبدیل شده است. نامگذاری معابر اختیار قانونی شورا است و میتواند بخشی از سیاست حافظه شهری باشد. هیچ شهری بدون نام و نشانه، هویت پیدا نمیکند. اما وقتی در ذهن بخشی از افکار عمومی، خروجی قابلمشاهده شورا بیشتر با تابلو و نام خیابان شناخته میشود تا حملونقل بهتر، شفافیت مالی، پروژههای تمامشده، کاهش تبعیض محلهای و توسعه فضاهای فرهنگی، پرسش تلخی شکل میگیرد که آیا شورا از کارهای سختتر عقب نشسته و به اقدامات نمادین پناه برده است؟
شهروندان از شورا فقط تغییر نام خیابان نمیخواهند. آنها میخواهند بدانند پول شهر کجا خرج میشود، چرا بعضی محلهها همچنان سهم کمتری از خدمات شهری دارند، چرا پروژهها طولانی میشوند، چرا فضاهای فرهنگی کافی نیست، چرا ترافیک و حملونقل عمومی همچنان مسئله روزانه زندگی است و چرا شورا در بزنگاههای حساس بیشتر درگیر خود دیده میشود تا درگیر شهر.
ادامه فعالیت شورای ششم در دورهای کشآمده، حتی اگر پشتوانه قانونی و اضطراری داشته باشد، بیخطر نیست. هر نهادی که بدون رأی تازه مردم بیش از دوره طبیعی خود بماند، در معرض کاهش پاسخگویی، تثبیت حلقههای قدرت، افزایش تعارض منافع و فاصله گرفتن از مطالبات واقعی جامعه قرار میگیرد.
در چنین وضعیتی، شورا بیش از همیشه باید شفافتر، کمحاشیهتر و پاسخگوتر عمل کند؛ نه اینکه از تمدید زمان، حاشیه امن بسازد.
زمزمهها و نگرانیهایی هم درباره احتمال کشیدهشدن انتخابات شوراها به سال ۱۴۰۷ در فضای سیاسی مطرح است؛ نگرانیای که حتی اگر قطعی نباشد، نشان میدهد اعتماد عمومی تا چه اندازه حساس و شکننده شده است. روز شوراها قرار نبود فقط روز پیام تبریک باشد. این روز باید روز پرسش باشد؛ روز سنجیدن نهادی که قرار بود صدای مردم مشهد باشد، نه صدای اختلافات خودش را تکرار کند.




