به گزارش مشهد شورا؛ حسین علویمقدم در سالهای اخیر یکی از پرخبرترین چهرههای شورای ششم مشهد در حوزه ورزش بوده است؛ عضوی که هم ریاست کمیسیون ورزش و جوانان را برعهده دارد و هم در کمیسیون ویژه ساماندهی حاشیه شهر نقش محوری داشته است. همین دو مسئولیت کافی است تا کارنامه او نه با چند تیتر و عدد، بلکه با یک پرسش ساده سنجیده شود. ورزش مشهد در این دوره چقدر برای مردم، بهویژه ساکنان مناطق کمبرخوردار، قابل دسترستر و عادلانهتر شده است؟
در گزارشهای منتشرشده رسانهها از عملکرد علویمقدم، عددها چشمگیر است. از تصویب ۲ هزار میلیارد تومان بودجه برای ورزش مشهد سخن گفته شده است. از بهرهبرداری ۱۳۷ مجموعه ورزشی روباز، ۱۷ مجموعه اختصاصی بانوان، ۴۱ زمین چمن مصنوعی، ۹ مجموعه سرپوشیده و ۷۴ زمین آسفالت نیز نام برده شده است. همچنین از افزایش ۲۰ درصدی سرانه ورزشی شهر و برگزاری صدها رویداد ورزشی و تفریحی صحبت شده است. اینها اعدادی است که در نگاه اول میتواند یک کارنامه موفق بسازد. اما در مدیریت شهری، عددها فقط شروع ماجرا هستند، نه پایان آن.
پرسش اصلی اینجاست که این بودجه و پروژهها دقیقاً چه تغییری در زندگی ورزشی مردم مشهد ایجاد کردهاند؟ شهروند مشهدی، بهخصوص در حاشیه شهر امروز به زمین ورزشی سالمتر، سالن ارزانتر، امکانات نزدیکتر و برنامه منظمتری دسترسی دارد یا فقط با گزارشهایی مواجه است که تعداد پروژهها را ردیف میکنند؟
مشکل کارنامه علویمقدم این نیست که الزاماً هیچ اقدامی در حوزه ورزش انجام نشده است؛ مسئله این است که فاصله میان «گزارش عملکرد» و «اثر واقعی» هنوز روشن نشده است. وقتی از بودجه ۲ هزار میلیارد تومانی حرف زده میشود، افکار عمومی حق دارد بداند چه میزان از این بودجه واقعاً محقق شده، کجا هزینه شده، سهم هر منطقه چقدر بوده و چه بخشی از آن به محلات کمبرخوردار رسیده است. اگر دهها مجموعه ورزشی به بهرهبرداری رسیده، باید معلوم باشد امروز در چه وضعیتی قرار دارند؛ فعالاند یا نیمهفعال ماندهاند؟ رایگاناند یا پرهزینهاند؟ نگهداری میشوند یا فقط روز افتتاح دیده شدهاند؟
علویمقدم بارها از عدالت ورزشی گفته است. اما عدالت ورزشی با اعلام عدد محقق نمیشود. عدالت یعنی نوجوان محله کمبرخوردار هم بتواند مثل ساکن مناطق برخوردار شهر، به فضای ورزشی امن، روشن، سالم و قابل استفاده دسترسی داشته باشد. درست است که در این دوره بخش اعظمی از بودجه شهرداری در مناطق کمبرخودار هزینه شده اما هنوز نیاز به جای کار بیشتری دارد. بانوان، کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت نیز باید در طراحی و بهرهبرداری واقعی فضاهای ورزشی سهم داشته باشند.
اما نقد کارنامه علویمقدم فقط به سرانه ورزشی و پروژههای محلهای محدود نمیشود. مشهد در سالهای اخیر عملاً از نقشه جدی ورزش باشگاهی کشور حذف شده است؛ نه در فوتبال تیمی در سطح اول دارد، نه در بسیاری از رشتههای پرمخاطب صاحب یک برند پایدار و اثرگذار است. بازگشت نام ابومسلم، حتی در سطح لیگ دسته سوم، با استقبال هواداران همراه شد و همین استقبال نشان داد که مشکل، نبود مخاطب و علاقه اجتماعی نیست؛ مشکل، نبود برنامه و پشتیبانی مؤثر برای تبدیل این ظرفیت به باشگاهداری پایدار است. رئیس کمیسیون ورزش و جوانان شورای شهر نمیتواند کارنامه خود را فقط با عدد زمینهای افتتاحشده توضیح دهد، در حالی که ورزش باشگاهی مشهد همچنان بیصاحب، بیبرنامه و کمرمق مانده است. در این بخش، خروجی قابل دفاعی دیده نمیشود و همین خلأ، یکی از جدیترین نشانههای ضعف مدیریت ورزشی در شورای ششم است.
از این زاویه، کارنامه رئیس کمیسیون ورزش و جوانان شورای شهر مشهد هنوز پاسخ قانعکنندهای ارائه نکرده است. آنچه بیشتر دیده میشود، انبوه خبرها، عددها و روایتهای رسمی است اما آنچه کمتر در دسترس شهروندان قرار گرفته، گزارش دقیق و قابل راستیآزمایی از کیفیت اجرای پروژههاست. در شهری مانند مشهد، که فاصله میان مناطق برخوردار و کمبرخوردار همچنان یکی از مسائل جدی مدیریت شهری است، نمیتوان ورزش را فقط با جدول بودجه و آمار افتتاحیهها سنجید.نکته مهمتر اینکه شورای ششم در شرایطی همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد که عمر آن، ابتدا با تغییر زمان انتخابات شوراها تا خرداد ۱۴۰۵ امتداد یافت و سپس با تعویق انتخابات هفتم، در وضعیتی استثناییتر قرار گرفت. این فرصت اضافه میتوانست به دورهای برای جبران کاستیها و ارائه گزارش شفاف به مردم تبدیل شود. اما تا امروز، دستکم در حوزه ورزش، بیشتر از آنکه با یک جمعبندی دقیق از نتایج روبهرو باشیم، با تکرار همان ادبیات همیشگی مواجه بودهایم “افزایش بودجه، عدالتمحوری، توسعه زیرساخت و نشاط اجتماعی”.




